|
طبيعت با بهار طراوت مىيابد و معنويت با بهار رمضان اوج مىگيرد. بهار طبيعت با نوروز آغاز مىشود و بهار معنويت با ماه رمضان. سردى طبيعت با شكوفههاى بهارى و سرود بلبلان رخت بر مىبندد و يخهاى عصيان و نافرمانى، با زمزمههاى نيمه شب رمضان و ترنم دعاى رمضانيان آب مىشود. در رمضان است كه مىتوان هفت شهر عشق را پيمود و ديو نفس را بر زمين افكند و در عيد فطر پيروزى فطرت بر شهوت را، جشن گرفت. اگر گردش زمين دور خورشيد، آغازگر سال شمسى است واگر تكاپوى ماه بر گرد زمين، نويد بخش سال قمرى؛ حركت سالك عاشق در رمضان المبارك در مدار توحيد، طلايه دار سال معنوى است و پيروزى قلب سليم بر شهوت بدخيم، نوروز آن. در صبحدم اين عيد آسمانى است كه هاتفى ملكوتى، پيروزمندان ميدان جهاد اكبر را به دريافت پاداششان فرا مىخواند، پاداشى فراتر از پاداشهاى خاكى و غيرقابل مقايسه با هداياى پادشاهان زمينى. جشن مؤمناني است كه طي يك ماه سير و سلوك در وادي معرفت با پا گذاشتن بر تعلقات گوناگون خود، به ريسمان الهي چنگ انداخته اند و نور باطني را طلب كرده اند. فطر به معناي شكافتن و آفريدن است. از همين رو با واژه فطرت هم ريشه است. پس فطر شكافتن و شكستن خودمداريها و انانيتها و آفريده شدن در هيئتي ديگرگونه است. از اين سبب عيد فطر بازگشت به لحظه آغازين آفرينش و يادآور هنگامي است كه خداوند تازه انسان را خلق كرده بود. انساني كه هنوز به لوث گناهان و شرارتها آلوده نشده بود. پس عيدفطر جشن نوزايي انسان است. اين معنا نيز با «فطرت» كه نشان از تمايل ذاتي انسان به قدسيت دارد، سرشته شده است. بنا بر اين عيد فطر جشن فرا رفتن از خويشتن و شكستن در خود، بازآفرينش انسان و در نهايت بازگشت به فطرت راستين انساني است. فطر جشن رياضت و بندگي و نوبت لبخند مهربان يار است. مهرباني بيكران خداوند، اينك در لحظههاي خرم فطر، بر سر و روي عاشقان و رازهاي نهاني، سراپرده قدس بر آنان چهره ميگشايد. رمضان با همه شكوه و قداست، به پايان رسيده است و عاشقان خداوند، با ماه مبارك آسماني، توديع كردهاند، دل بركندن از نغمههاي قدسي و زمزمههاي عارفانه سحري و چشمههاي جوشان فيض چه دشوار است، اما فطر سعيد، جان بندگان را به نسيم نوازش و پاداش نيايش مينوازد و آرامش اثيري ايمان و اميد را در دلهاي آنان زنده ميكند. عابدان درگاه اوست، رمضان را در حرم اشتياق به تجلي يار گذراندهاند و اينك در آستان عيد، عارفانه به آبشار بلند لطف او مينگرند كه جهان را از بوي عشق سرشار كرده است. عيدفطر، درخشش تابناك حقيقت است بر پيشاني سپيد صبح سعادت، فرشتگان خداوند اينك عابدان زمين را مينگرند كه تمام اين ماه پاك را به عبوديت و خاكسپاري سركردهاند و اكنون چشم تمنا به دستهاي سبز ملكوت دارند تا چشمههاي روشن فيض را از دلها بجوشاند و نام عاشقان را در جريره بندگان خاص بنگارد. اما آن ماه پاك كه از سامان عمر خاكي ما گذشت، تجليگاه مهرباني خداوند بود و فرصتي براي رويش و پويش، هركه دمي به خويشتن آمد و بهره برد، از دلگشايي و جانپروري نسيم نوازش دوست جان گرفت و احياء شد و هركه سرشت سپيد «قدر» را فروگذاشت، اينك در آستانه عيد عارفان دست حسرت گزيد. و شگفت نيست كه مولاي عابدان و نيايشگران جهان، حضرت سجاد(ع) در يكي از ادعيه خويش با رمضان بزرگ وداع كرده است، وداعي كه چون جان مشتاقان سوزنده و تپنده است و چون نام مقدس عشق هماره زنده. حضرتش عاشقانه از مهرباني رمضان و فروغ تابنده آن سخن ميگويد و در اندوه فراق رمضان اشك ميريزد. «بدرود اي ماه بزرگ خداوند! اي عيد دوستان خدا، اي ماه آرزو و عمل، اي نام بزرگ خداوند. اندوه كه از مهرباني تو، اينك، محروم شدهايم و از بركات تو واماندهايم».
|