حمیدرضا اسکاش- 1373
حدود 60% مبتلایان وقتی تشخیص داده میشوند که کانسر در حنجره لوکالیزه است. 25% وقتی تشخیص داده میشوند که کانسر به غدد لنفاوی ناحیه ای متاستاز داده باشد. 15% بقیه وقتی شناسایی میشوند که کانسر به نقاط دوردست متاستاز داده باشد. به طور کلی سرطان حنجره بیماری زمان پیری می باشد. انسدانس در دهه ششم و هفتم عمر به اوج خود میرسد. تعدادی هم در زیر 20 ساله ها گزارش شده است اما در بچه ها بسیار نادر است.
انسیدانس در یک کشور بسته به نژاد و ملیتهای مختلف فرق میکند. مثلا" کوکازینهای هاوائی میزان بروز سرطان حنجره در بینشان 1/8 در صد هزار می باشد. این رقم در مورد چینی ها، فیلی پینی ها و ژاپنی هائی که در هاوائی زندگی می کنند به ترتیب 4/1، 2 و 3/3 در صد هزار گزارش شده است. انسیدانس در جمعیت شهری بیشتر از جمیعت روستائی می باشد. وقتی نژادهای مختلف در یک کشور قابل شناسایی و تفکیک باشند انسیدانس کانسر حنجره بین آنها با کشور اصلیشان مطابق است. برای مثال در هاوائی ژاپنی ها همان انسیدانسی را دارند که ژاپنیهای مقیم ژاپن دارند.
بطور کلی انسیدانس سرطان حنجره 5%-2% می باشد که این رقم در مناطق پیشرفته و صنعتی شده 8%-6% می باشد. طبق مطالعاتی که در جمهوری دمکراتیک آلمان در سال 1972 بعمل آمده، نسبت کانسر حنجره به سایر سرطانها در مردها
همانطور که قبلا" ذکر شد، بیشترین انسیدانس در دهه های پنجم، ششم و هفتم زندگی می باشد (80% موارد) که 40% از اینها مربوط به دهه ششم زندگی است. طبق تحقیقاتی که انجام شد حداکثر انسیدانس بیماری در سن 59 سالگی بوده است. در مطالعاتی که در اسکاندیناوی انجام شده این منحنی چند بار به حداکثر میرسد، یکبار 59-55 سالگی، بار دیگر 65-60 سالگی و دیگر بار در بین سنین 69-66 سالگی. در نروژ حداکثر انسیدانس بیماری بین سنین 74-70 سالگی گزارش شده است. در سوئد منحنی بین 74-54 سالگی فلات است (مسطح و در بالاترین حد).
بطور کلی در دنیا سنین بین 65-55 سالگی بعنوان بالاترین احتمال بروز سرطان حنجره اعلام شده است. سرطان حنجره در بچه ها و نوجوانان نادر است و بیشتر بصورت Lymphocytic ، papillary و non keratinizing می باشد. بجز موارد کانسرهای پشت کریکوئید که در زنان شایعتر است و نسبت مرد به زن بین
مطالعات نشان داده که انسیدانس در جوامع شهری و صنعتی 3-2 برابر جوامع روستائی می باشد. در اروپا بالاترین انسیدانس مربوط به فنلاند و یوگوسلاوی می باشد 7/6-5/6 در صد هزار، یا 5/1% کل تومورها. در حدود 15% کل سرطانهای حنجره در اروپا مربوط به زنان می باشد. برای همین نسبت مرد به زن در اروپا
جدیدا" گزارش وجود دارد که بالاترین انسیدانس سرطان حنجره را مربوط به تایلند میداند با انسیدانس 4/18 در صد هزار برای مردها و 4/3 در صد هزار برای زنان آن نواحی، که رابطه نزدیکی دارد با میزان مصرف سیگار در این نواحی و نیز استفاده از سیگارهای خطرناک. گزارشات قدیمتر، انسیدانس بالاتر را در جماعت هندی و آسیائی نشان داده اند.
از لحاظ محل شایع تومور حنجره کشورهای مختلف، نتایج مختلفی نشان داده اند. مثلا" در بلگراد یوگوسلاوی 60% موارد سوپراگلوتیک گزارش شده اما در اسکاندیناوی 15% تومورهای حنجره سوپراگلوتیک هستند. در سوئد 21%، در فنلاند 24% و در آلمان 45% تومورهای حنجره، سوپراگلوتیک هستند. در ژاپن، انگلیس و بشتر قسمتهای آسیائی نسبت سوپراگلوتیک به گلوتیک حدودا" برابر است و در جاهای دیگر مثل شیلی و تونس نسبت سوپراگلوتیک در زنان بالاتر است. تومورهای سوپراگلوتیک در سنین پایین تر از گلوتیک یافت میشوند. در ایتالیا حدود نیمی از تومورها سوگراگلوتیک هستند و جمعیت بطور کلی جوانتر می باشد برخلاف کارسینومای گلوت و هایبوفارنکس که در جماعت پیر بیشتر اتفاق می افتد. در مطالعاتی که مولفین Ballenger انجام دادند، از 1600 بیمار 60% گلوتیک 30% سوپراگلوتیک و 10% مارژینال می باشند. میزان بروز سرطانهای مختلف اولیه که بصورت همزمان با سرطان حنجره (synchronous) اتفاق می افتد، حدود 1% می باشد که در بعضی گزارشات بیش از 1% آمده است. میزان بروز سرطانهایی که بطور غیر همزمان در بیماران سرطان حنجره ای میتوانند وجود داشته باشند، 10%-5% است (Metachronous).
در مطالعاتی نشان داده شده که انسیدانس سرطانهای دیگر در بیماران حنجره ای بسته به اینکه از نوع گلوتیک باشند یا سوپر گلوتیک فرق میکند و به این صورت است که در سوپراگلوتیکها، انسیدانس سرطانهای دیگر 3 برابر، بیشتر از گلوتیکها است. شاید بتوان از سرطان حنجره بعنوان ایندکس سرطانی، برای بدخیمی های سایر ارگانهای بدن، استفاده کرد. شایعترین تومور که همراه سرطان حنجره دیده میشود، کارسینوم برونکیال است با انسیدانس 15%-7%.
در بیمارانیکه علاوه بر سرطان حنجره، کارسینوم دیگری هم داشتند، 10%موارد بصورت همزمان بوده، 30% در سال اول، 30% طی 5 سال و بقیه 20 سال پس از سرطان اول رخ داده است. امید به زندگی برای سرطان حنجره افزایش یافته است. در سال 1963-1960 امید به زندگی 5 ساله برای بیماران مبتلا به سرطان حنجره، 53% بوده است.
بین سالهای 1984-1979 به 60% رسیده است که البته بین سیاهان آمریکا 55% باقی مانده است. Survival 10 ساله 50% گزارش شده است.