روز پزشك

اندر دل من هزار خورشيد بتافت
آخر به كمال  ذره اى راه  نيافت

ابن سينا نابغه جهانى

اول شهريور روز پزشك و روز بزرگداشت فيلسوف و پزشك بزرگ ابو علی سينا می باشد. بدين مناسبت مختصرى از زندگى پرتلاطم و آثار اين انديشمند بزرگ ايرانى  تهيه شده تاكمكى در شناساندن يكى از بزرگان كشورمان باشد. اين نابغه بزرگ در 54 يا 55 سالى كه زندگى كرد يا زندانى و فرارى بود و يا در مشاغلى مانند وزارت, اما با اينهمه توانست 270 كتاب بنويسد (گرچه فقط 160 از آنها باقى مانده) ازجمله كتاب قانون در طب, شفا در فلسفه, دانشنامه علايى, البر و الائم در اخلاق, الهديات, القولنج, حى بن يقظان يعنى زندة بيدار, نجات,لسان العرب در علم لغت,  الحاصل و المحصول در فلسفه
كتاب قانون اولين بار در قرن دوازدهم ميلادى به زبان لاتين كه زبان علمى در اروپا بود ترجمه شد. و سپس به ايتاليايى برگردانده شد و چند قرن كتاب استاندارد تمامى دانشكده هاى پزشكى در اروپا بود, ترجمه لاتين قانون سى بار تجديد چاپ شد .
نظريه هاى پزشكى ابن سينا با اينكه بيش از هزار سال از تاريخ تولد وى مىگذرد و با اينكه علم پزشكى بخصوص در نيم قرن اخير پيشرفت كرده, هنوز مورد توجه و احترام است
سازمان علمى تربيتى يونسكو سال 1980 ميلادى را به خاطر هزارمين سال تولد ابن سينا سال ابن سينا نامگذارى كرد . در پاريس بدين مناسبت تاج گل نثار پيكره ابن سينا در محله اودئون گرديد و يكى از بيمارستانهاى پاريس به نام ابن سينا(بيمارستان آويسن) نامگذارى شد. پیير روسو وى را پرنس پزشكان می داند و انجمن داروسازان انگليسى در روى آرم خود تصوير ابوعلى سينا را نقش كرده است.
وى با ديگر انديشمندان همدوره خود روابط نزديك و دوستانه اى داشت. با ابوريحان بيرونى نامه نگارى میكرد, ابو السعيد ابوالخير كه همدوره ابن سينا بوده و همديگر را ملاقات كرده بودند در مورد وى می گويد: آنچه من می بينم او میداند. و وصيت كرد كه وى را در كنار ابن سينا دفن كنند و قبر وى كنار قبر ابن سينا است, به درخواست ابوالحسن عروضى كه خود از متفكران و نويسندگان مشهور زمان بود ابن سينا كتابى در حكمت بنام مجموع نوشت , و سپس كتاب بزرگ و بيست جلدى فلسفى الحاصل و المحصول را نوشت.
ابن سينا در سال 372 و به روايتى 363 هجرى قمرى برابر با 980 ميلادى متولد شد و خودش در اتوبيوگرافى اش می نويسد: پدرم اهل بلخ بود و در زمان نوح بن منصور به بخارا رفت و در دستگاه دولتى به كار پرداخت و عمل روستاى خرميثن از روستاهاى بزرگ بخارا به او واگذار شد. در نزديكى آن روستا قريه ديگرى بود به نام افشنه كه پدرم از آنجا همسرى اختيار كرد كه من و برادرم از او متولد شديم.
در سنين كودكى نزد ابو علا سرخسى در مكتبخانه وى در بخارا به تحصيل تجويد و ترتيل پرداخته و سپس حساب و جبر و مقابله را نزد محمود مساح كه از شخصيتهاى مهم محيط علمى بخارا بود آموخت. در اوايل نوجوانى نزد اسماعيل زاهد از دانشمندان زمان به تحصيل فقه پرداخت. هندسه , نجوم و منطق را نزد عبدالله ناتلى خواند. ابن سينا با اينكه تبحر زيادى در رياضى, نجوم, فلسفه و تاريخ داشته و حتى از ذوق ادبى بهره مند بوده و اشعارى به فارسى و عربى از وى بجاى مانده كه يك نمونه اش ارجوزه كه شامل هزار و بيست و شش بيت هست اما در جهان او را در درجه اول بعنوان پزشك می شناسند.
در جوانى به بخارا رفت و با مداواى بيمارى امير سامانى به شهرت وى افزوده گشته و توانست به كتابخانه بخارا كه يكى از بزرگترين كتابخانه هاى جهان بود دست يابد.پس از انقراض سامانيان و قدرت گيرى محمود غزنوى دوران دربدرى , فرار, زندان و زندگى پرتلاطم وى آغاز گشت. اول به گرگانج كه درآنجا خوارزمشاه شوهرخواهر محمود غزنوى حاكم بود رفت. سلطان محمود كه در تعصب و كشتار دگرانديشان و فرستادن سرشان به نزد خليفه عباسى يد طولايى داشت, بعداز شنيدن اين مطلب كه يك پزشك رافضى (در آن دوره تقريبا تمام دگرانديشان را به اين نام می ناميدند) در قلمرو خوارزمشاه اقامت دارد با فرستادن نامه به وى درخواست فرستادن ابن سينا به نزد خويش را نمود, اما ابن سينا به همراه دانشمند ديگرى بنام ابوسهل مسيحى كه او هم از طرف سلطان محمود در خطر بود از گرگانج فرار كردند. ابو سهل بين راه در كوير براثر بى آبى و بيمارى فوت كرد و ابن سينا به نيشابور رفت.
يك هفته در نيشابور بود كه ديد تصوير بزرگى بر ديوار شهر نصب است و مردم می گويند اين عكس ابن سيناى كافر است و هركس اورا دستگير كند پاداش می گيرد. ابن سينا متوجه شد كه شكلى كه به ديوار نصب است از نظر لباس شبيه به شكلى است كه او در گرگانج داشت اما صورتش شبيه به او نيست, زيرا نقاشى كه بدستور سلطان محمود شكل را كشيده ابن سينا را نديده بود.اتهام كفر و زندقه تا آخر عمر همراهش بود و خودش دراين باره شعر زير را سروده است.
 
كفر چو منى گزاف و آسان نبود                 محكمتر از  ايمان من  ايمان   نبود
در دهر چومن يكى و آنهم كافر                  پس در همه دهر يك مسلمان نبود
 
چون جانش را در خطر ديد به گرگان فرار كرد و مورد استقبال حاكم آنجا قابوس وشمگير (آل زيار) قرار گرفت. اضافه كنم كه بعدها فردوسى هم از ترس محمود به گرگان و آل زيار پناه آورد. در گرگان متوجه شد كه تعداد زيادى ازمردم گرفتار عوارض دستگاه گوارش هستند, و اين امر انگيزه اى شد براى نوشتن رساله اى بهداشتى كه در آن آداب غذا خوردن رااز لحاظ بهداشت شرح داد.
پس از سقوط قابوس, ابن سينا به رى رفت , در رى مجدالدوله ديلمى و مادر او سيده خاتون ديلمى حكومت می كردند و مقدم ابن سينا را كه شهرتش به آنجا هم رسيده بود گرامى داشتند و حتى وى را به مقام وزارت منصوب كردند. اما پس از مدتى ابن سينا كه فضاى رى را بخاطر اختلافات مجدالدوله و مادرش متشنج ديد به همدان رفت. درآنجا هم مورد استقبال شمس الدوله ديلمى قرار گرفت و به وزارت منصوب گشت. در اينجا بود كه عليرغم وقت كم بخاطر شغل وزارت كتاب فلسفى شفا را نوشت. بعداز مرگ شمس الدوله, سماالدوله به حكومت رسيد و ابن سينا در فرصتى كه پيش آمد شروع كرد به نوشتن بخش پايانى كتاب شفا, مدتى بعد به جرم اينكه با علاالدوله, حاكم اصفهان نامه نگارى می كند او را دستگير و زندانى كردند. در چهار ماهى كه ابن سينا در زندان بود كتاب الهديات, رساله حى بن يقظان يعنى زندة بيدار و كتاب القولنج را نوشت.
ابن سينا پزشكى را در بخارا در مدرسه بنى سعد از ابو منصور حسن ابن نوح القمرى كه در آن زمان شهرت جهانى داشته و از كشورهاى ديگر براى استفاده از محضر درس او به بخارا می آمدند فرا گرفت. نبوغ و پشتكارى وى باعث تعجب استاد گرديد و زمانى كه در دوره دانشجويى تصميم به بازكردن مطب گرفت استادش با او موافقت كرده و حتى به او حق الروايه كه به شاگردان ممتاز می دادند نيز پرداخت كرد.
تحولى كه ابن سينا در علم پزشكى بوجود آورد بدان حد بود كه تا چند قرن علم پزشكى از آنچه ابن سينا بانى آن بود جلوتر نرفت و كتب وى چندين قرن در دانشگاههاى اروپا تدريس می گرديد
بدون دسترسى به ميكروسكوپ و ديگر ابزار پيشرفته آزمايشگاهى وى براى اولين بار مطرح كرد كه در عينيه چشم عوارض بيماريهاى ريوى و كبدى ظهور می كند, و قابل توجه اينكه اين نظر وى تا اواخر قرن نوزده يعنى نهصد سال بعداز كشف آن توسط ابن سينا از طرف كسى جدى گرفته نمی شد .
كشف اينكه انسداد سرخرگ علت بروز عارضه سكته قلبى می باشد
ابن سينا يكى از روشهاى درمان انفاركتوس را مالش سينه می دانست و می گويد بعداز تخفيف درد شديد سينه و شانه چپ و بازو, بايستى سينه بيمار را از بالا به پائين و از پائين به بالا و از راست به چپ و برعكس مالش داد, چون سبب تقويت قلب    می شود. و اين از افتخارات پزشكى ايران است كه امروز بعداز هزارسال پزشكان ماساژ سينه را براى درمان بيمارى انفاركتوس مفيد می دانند
طبقه بندى انواع سكته مغزى و اينكه كداميك از آنها می تواند توليد فلج نمايد , و همچنين توصيه فيزيوتراپى بعنوان يكى از شيوه هاى مداوا. می گفت: ديگران بايد به بيمار كمك كنند و دستها و پاهايش را با حركات منظم تكان بدهند
تا آنزمان پزشكان دنيا در باره علت بوجود آمدن سنگ مثانه پيرو نظريه پزشك معروف جالينوس بودند كه معتقد بود آب گل آلود و غذاهاى شن دار موجب آن مىشود. اما ابن سينا به غلط بودن اين نظريه پى برد و نوشت: نوشيدن آب گل آلود و غذاهاى شن دار بد است و سبب اختلال دستگاه گوارش می شود, اما سنگ مثانه توليد نمی نمايد و آنچه سبب توليد سنگ مثانه می شود, رسوبهاى مواد غذايى است.
اهميت دادن به ورزش براىسلامتى , و اختصاص هفت فصل از جلد اول كتاب قانون به ورزش و رابطه آن با سلامتى بدن اهميت دادن به نبض شناسى براى تشخيص بيماريها, و نوشتن رساله اى به فارسى در اين مورد
آنچه ابن سينا راجع به عضلات اعضاى كوچك و پيچيده بدن مثل چشم و بينى و حلق و غيره مىگويد مطابق با حقايق علمى امروز بوده و آدم از خود می پرسد در هزارسال پيش از اين, كه امكانات تشريح مثل امروز وجود نداشت, وى چگونه به آنها پى برد
پی بردن به وجود قند و گوشت(لحم) درشير, و ميدانيم كه علم امروز تصديق می كند كه در شير مواد پروتئينى ( مواد اصلى گوشت براى سوخت و ساز بدن) وجود دارد
قبل از ابن سينا پزشكان معتقد بودند كه جنين در بطن مادر ادرار نمی كند و برجسته ترين پزشكان دوران باستان جنين را موجودى بشمار می آوردند كه مانند فرشتگان چيزى از آنها دفع نمی شود. اولين پزشكى كه اين نظريه را تغيير داد ابن سينا بود.در گذشته (وحتى امروز در كشورهاى توسعه نيافته و فقير) براثر تجمع ادرار در جنينها هزاران كودك مرده بدنيا می آمدند و گاهى به همين علت بدنيا نمی آمدند و سبب مرگ مادر نيز می گرديدند. امروزه با عمل جراحى در جنين جريان ادرار را كه بسته شده باز می كنند و خطر را رفع می نمايند
قاروره شناسى يا آزمايش ادرار ابن سينا در كتاب قانون آمده صده ها راهنماى پزشكان اروپا براى مداوا و پيشگيرى بيمارى بوده است. پير گاكزوت محقق فرانسوى می نويسد پزشكان دربار لويى سيزدهم و لويی چهاردهم هفته اىيك بار قاروره آنها را برطبق قواعد ابن سينا آزمايش می كردند. در سال 1570ميلادى بدستور سلطان سليم دوم عثمانى, لله مصطفى سردار ترك مامور تسخير قبرس گرديد. اما دچار بيمارى می شود و احمد بيك كيلى كه مورخ ارتش بود می نويسد: پزشكان روزى يك بار قاروره لله مصطفى را برطبق قواعدى كه ابن سينا دانشمند ايرانى در كتابهاى خود نوشته مورد معاينه قرار می دهند
امروزه بر پزشكان جهان محرز است كه تب بعضى از عوارض را از بين می برد. ابن سينا می نويسد: در اينكه تب علامت بیمارى بشمار می آيد ترديد ندارم, اما در بعضى از موارد و برخى از مزاجها تب براى ييمار مفيد می باشد و كمك به رفع عوارض بيمارى مینمايد
منبع : سایت روشنگری
زمان انتشار: (6 سال قبل)
*